ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد[1]

چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنیست آن بینی

گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلستان بینی

بر همه اهل آن زمین به مراد گردش دور آسمان بینی

آنچه بینی دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بینی

بی سر و پا گدای آنجا را سر ز ملک جهان گران بینی

هم در آن، پا برهنه جمعی را پای بر فرق فرقدان بینی

گاه وجد و سماع هر یک را بر دو کون آستین فشان بینی

دل هر ذره ای که بشکافی آفتابیش در میان بینی

هرچه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جویی زیان بینی

جان گدازی اگر به آتش عشق عشق را کیمیای جان بینی

از مضیق حیات در گذری وسعت ملک لا مکان بینی

( هاتف اصفهانی/ دیوان )

[ شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 12:36 ] [ محمد اديب نيا ] نظر بدهید
عقل و عشق و جايگاه آن در انسان/ دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
عقل و عشق و جايگاه آن

استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

حوزه اصلي بحث ما معرفت شناسي است. بحث عقل و عشق و جايگاه آن در اين حوزه و هم چنين حماسه بزرگ عاشورا به عنوان دبستان معرفت واقعي انسان هاي حق طلب. امروز مي خواهيم وارد بحث مهمي بشويم. انسان هاي بزرگ يعني صاحبان خرد و معرفت و عشق مثل امام حسين(ع) در هر شرايطي اثر خود را مي گذارند ولو اين كه دشمنان بخواهند آن ها را از بين برند و به زندگي ظاهريشان خاتمه بدهند. اگر چه از زاويه سياسي بايد به اين قضيه نگاه كرد و يا فلسفي….
ادامه مطلب
[ شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 12:15 ] [ محمد اديب نيا ] نظر بدهید
ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد/ مولوی- دیوان شمس

ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد[1]

خوبی قمر بهتر یا آنکه قمر سازد

ای باغ تویی خوشتر یا گلشن گل در تو

یا آنکه برآرد گل صد نرگس تر سازد

ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش

یا آنکه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد

ای عشق اگر چه تو آشفته و پرتابی

چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *